سال نـــوآمده تاخــــانه تكـــــــــاني بكنيم
بازباسبـــزه وگـل رقص جـــــواني بكنيم
بوسه مـــهربه سيماي عــــزيــزان بـزنيم
بامحبــــت همه جــاگـــرده فشـــاني بكنيم
دست محتاج به خـودرابه صفـــــادريابيم
شادي خــــــانه دل راهمگـــــــــاني بكنيم
تادرافــكارشلــوغ بشــري گــــــــم نشويم
عشــــق رادرسفــرسـال نشـــــــاني بكنيم
دررقـابت تنه بــردست رفـــــــاقت نزنيم
بردباماست اگـــرجنــبه رســـــــاني بكنيم
نكندبهرنشاط خـودوهـــم بــــــــزم خودي
روي اعصاب كسي هــرزه دوانـي بكنيم
ياكه چون غفلتيان باگنــه شــــبه صواب
ديگري راكه هم ازمــاست روانـي بكنيم
مي تــوان مشتـرك عـاطـفه دلـــــــها شد
مثل نــوروزاگــرذائقه خـــــــواني بكنيم
اشك شوق ازهنرقطره مهـــراست به دل
خوش بود ماهم ازاين قطره چكاني بكنيم
سال نــوآيــه يحــيي زيمــيت اســـــت،بيا
عــيدرا(راهــي) مشــتاق جـــــهاني بكنيم
ايرانيان اولين كاشفان گردش زمين
به دورازتعصب،باتفكرودقت درآداب ورسوم ايرانيان درمي يابيم كه،پيدايش آنهاغالباً برپايه تعقل وتعمق درجهان خلقت وبراساس شناخت ومعرفت به دست آمده دراين راستا،صورت گرفته ودرتقويت انديشه نيك وحركت درمسيرانسانيت تاثيربسزائي داشته است.
يكي ازاين آداب ورسوم كه گواهي روشن براين مدعاست،عيد نوروزاست.
محاسبه دقيق وخدشه ناپذيروقابل تاُمل،لحظه تحويل سال درهزاران سال پيش وانتخاب نام نوروزواعلام عيدوگستراندن سفره ضيافت شكرانه براي استقبال ازسال نو،با ميزبانان آراسته به زيباترين جامه هاي رنگارنگ وهماهنگ با بهارنوگراوحيات بخش،بيانگرشناخت دانشمندان وبنيانگذاران آداب ورسوم ايراني ازحركات طبيعي جهان وچگونگي نوع برخوردولذت بردن ازنعمتهاوزيبائي هاي خدادادي آن است.
بنا براين واقعيت غيرقابل انكارمي توان ايرانيان رااولين كاشفان گردش زمين به دورخورشيددانست.
نوروز1390 رابه همه ايرانيان وازطرف ايرانيان به تمام نيك انديشان وراهيان مسيرانسانيت درجهان تبريك عرض مي نمايم
ما روح عمل به داد را مي خواهيم آبادي اين بـلاد را مي خواهيم
اين حـــــق بشربوده ومـا نيـز فقط ختم ستم وفساد را مي خواهيم
جنگ جهاد
كوفه هـــــــم مسلك باد است بيا برگرديم
مكـــــــراين خطه زياد است بيا برگرديم
چيده بـر سفره مهماني تو تيــــــــــــــغ بلا
ميـــــــــــزبان ابن زياد است بيا برگرديم
آنكه ياري زتو ميخواست به دشمن پيوست
تيـــــــــغ برگردن داد است بيا بر گرديم
جزقليلي همه ياران تو را تـــــــــــرس ربود
دشــمن از واقعه شاد است بيا برگرديم
كوفه در مفسده مــــــــردم خود مي سوزد
ظـــــــــلم پاداش فساد است بيا برگرديم
جوشش خون تودر رود حقيقت جــاريست
گرچــه اين جنگ جهاد است بيا برگرديم
گفت،راهي،به حقيقت نبود جـــــــز ره ما
پس نـــــگو معركه حاد است بيا برگرديم
گفت
وگو با استاد علي مرتضايي:
درج گزينه اي درروزنامه مردم سالاري نسخه شماره 1785 مورخه 1387/2/9
شعروشاعري قريحه اي است خدادادي.
استاد علي مرتضايي متخلص به راهي خرم آبادي متولد 1333 خرم آباد لرستان است. وي شاعري است چيره دست و از چهره هاي نام آشنا در حوزه شعر و ادبيات فارسي و لري اين ديار نيز به شمار مي آيد. به طوري که از محضر استاداني چون مهرداد اوستا کسب فيض کرده است. علاوه بر اين موارد راهي خرم آبادي را بايد از صاحب نظران شعر و ادب لرستان به حساب آورد، چه اينکه چند دوره مسوول انجمن شعر و ادب لرستان بوده که اين دوره ها از بهترين دوران شکوفايي و پويايي شعر و ادب لرستان به شمار مي روند و چند دوره نيز عضو شوراي شعر و موسيقي صدا و سيماي مرکز لرستان بوده است. آنچه که در پي مي آيد گفت وگويي است که در حوزه شعر و موسيقي لرستان با او صورت گرفته است. استاد مرتضايي ابتدا مي گويد: شعر و شاعري قريحه اي خدادادي است، که در وجود همه ايرانيان نهفته است، البته با شدت و ضعف، که براي شکوفايي آن بايد با فنون شعر آشنا شد و بدون توجه به تشويق هاي بي جا و تکذيب هاي مايوس کننده، با مطالعه سروده هاي قديم و نو، فارغ از تعصب يک بعدي در عرصه نو و کهن، به کسب علم و روشنايي ذهن پرداخت.
2)شعروشاعری شمادرحوزه لرستان برهمه مبرهن است. بفرمائید چگونه می توان به این هنردست یافت؟
ج-شعروشاعری قریحه ای خدادادی است که دروجود همه ایرانیان نهفته است.البته باشدت وضعف که برای شکوفایی آن باید با فنون شعرآشناشدوبدون توجه به تشویقهای بی جاوتکذیب های مایوس کننده،بامطالعه سروده های قدیم ونو،فارغ ازتعصب یک بعدی درعرصه نووکهن به کسب علم وروشنایی ذهن پرداخت.
3 )صاحب نظران این خطه هرکدام تعریف وتعبیری رادر خصوص زبان لری عنوان می دارند تعریف شماچه می تواندباشد ؟ آیااین زبان گویش است یالهجه ودرکجای حوزه زبان شناسی قرار گرفته است ؟
ج- نخست باید تعریفی اززبان،لهجه وگویش داشته باشیم وبعد ببینیم لری درکدام قالب و چارچوب(زبان،لهجه یا گویش)قرارمی گیرد.درخصوص زبان که فراوان گفته شده و نیازی به تکراروزیاده گوئی نیست تنها تا جائیکه به بحث ما مربوط بشود،وارد حوزه زبان میشویم.میدانیم که زبان رسمی کشورعزیزما فارسی است که نه تنها درایران بلکه در افغانستان،تاجیکستان و... با این زبان شیرین تکلم میکنند ،شعرمی گویند،کتاب مینویسندو... این زبان،دارای رسم الخطی با تنوع کم نظیردرنوشتن است به طوریکه استادان فن،بخصوص درکشورما،زیبا نویسی رادرخطوطی همچون (نستعلیق،شکسته نستعلیق،ثلث،نسخ و...) نزدیک به حد کمال رسانده اند واین زبان یکی اززبانهای شناخته شده،رسمی،ومستقل بین المللی است که اگرچه با گذشت زمان دچارتغییراتی شده،ولی بخوبی توانسته است نام وجایگاه خود رادرجهان حفظ نماید.تحولات این زبان درمناطق مختلف متفاوت بوده،لذاازتنوع لهجه ای ویا گویشی بسیاری برخورداراست. لری با توجه به اینکه ازنظراستقلال زبانی ورسم الخط دارای حوزه جداگانه ای نیست بلکه زیرمجموعه ای اززبان فارسی است،به آن زبان نمی توان گفت. پس یا بایدگویش باشد یالهجه.
گویش ولهجه
همانطوریکه مستحضرهستید،تعریفی که امروزه بعضی ازمدرسین وصاحب نظران ازگویش ولهجه ارائه میدهند این است که، تهرانی،اصفهانی،شیرازی و... را گویش می نامند وتکلم محله های مختلف این شهرهایا روستاهای آنهارا لهجهٌ این گویش ها بیان میکنند.که به نظرحقیراین تعریفی قانع کننده ازگویش ولهجه نیست.زیرا تمیزدادن بین این دو بادشواری مواجه است وبه جهت این تعاریف نارسا همیشه این بحث ها هست که یکی می گوید مثلاً لری زبان است،دیگری میگوید گویش است وسومی می گوید لهجه است وجالب است که هرکدام هم حرف خودشان را قبول دارندولی بدوراز استدلال منطقی.
خوب پس تعریف این دوچیست وفرقشان درکجاست؟
لهجه ازشکستگی حرف وکلمه دریک زبان بوجود می آیدبطوریکه اززبان جدانشده وفاصله چندانی با آن ایجاد نکند.ولی گویش فاصله بیشتری بایک زبان داردومی توان گفت،گویش یک نیم زبان است وازآمیخته شدن دویاچندزبان بوجود آمده است.به طور مثال اگرکردی امروزرا زبان فرض کنیم." لکی" که زبان بخشی ازمردم لرستان و کرمانشاه وایلام و...است را می توانیم گویش بنامیم .زیرا آ میخته ای اززبان کردی و لری که زیر مجموعه زبان فارسی است می باشد.البته این را مثالی برای تعریف گویش آوردیم اگرچه صاحب نظرانی هنوزکردی را لهجه ای اززبان فارسی می دانند.ولی به نظراین حقیرامروزدیگربا توجه به فا صله آن با زبان فارسی و رسم الخط آن میتوان آنرا زبان نامید.حال با توجه به تعریف ارائه شده، لری درحوزه گویش نیزقرارنمی گیرد.
پس می ماند لهجه که جهت اثبات آن، به بررسی بیشتری نیازاست تامعلوم شود که تنها تفاوت آن با زبان شیرین فارسی درشکستن حروف وکلمات این زبان است.یعنی ازچارچوب تعریفی که ازلهجه ارائه شد تجاوزننماید .
دراین خصوص مثالهایی رابرای بیشترروشن شدن ارائه می دهیم.
مثلاًدرفارسی می گوییم ((رفتم )) و در لری می گوییم (( رتم )) {خوردم = حردم } {گفتم= گتم } {خودم = خوم} ... پس می بینید که همان زبان فارسی است با شکستگی ها وتغییراتی که با اصل زبان فاصله ای ندارد.البته به دلایلی نیزلری دربعضی جاها قوی تراز زبان فارسی امروزاست.زیرا لرستان به جهت کوهستانی بودن،درطول تاریخ ازدسترس مهاجمین درامان مانده وازاین روکمتردچارتغییرات گردیده است. بخصوص درمنطقه( بالاگریوه) درجنوب خرم آبادکه ازنظراصالت نژادی،آداب ورسوم وزبان یکی ازبکرترین مناطق ایران است.
امادرخصوص ادعاي غني تربودن لهجه لري: مثلاً وقتی شما می گویید شیر،باید توضیح دهیدکه منظورتان کدام شیراست شیردرنده یا شیر خوراکی یا شیر آب ولی در لری می گوییم شیریعنی شیرخوراکی وشِِـیر یعنی شیردرنده که در تلفظ این شِیــرکاملاً مشخص است و چون اولین شیرآب را ازروی کله شیرساخته اند شیرآب را نیز شِِــِیر می گوییم که تفاوت این دودرتلفظ مشخص است.یا سیروسِیــِریعنی سیرخوراکی و سیرشدن ویا تلفظ" ل" مثلاً درسلام وسلّه یا گل و کلّه باهم متفاوت است که درسلام وگل(ل) لام فارسی است ولی درسلّه وکلّه برای تلفظ لام،بغل سمت راست زبان با تماس با قسمت سمت راست سق بالای دندانها تلفظ محکمی ازلام بوجود می آورد.یا(ر) درسروسِِِِرّ(راز)ياسور(قرمز)وسورّ(ليز)کاملآً متفاوت است كه(ر) درسروسوربه معني قرمز=با" ر"معمولی ولی درسِرّوسورّخیلی محکم تلفظ می شودوكاملاًگوياي منظوراست.ویا{( ن )و(گ)}درکلماتی چون جنگ،تفنگ،رنگ ،سنگ درلهجه بالاگریوه ای البته بیشتردرلهجه دریکوندهاباهم ادغام شده،وتلفظی را بوجود می آوردکه درفارسی امروزوجود ندارد.یعنی اگربرای تلفظ (ن)نوک زبان با سق تماس می گیرد،برای ادا این تلفظ،تمام قسمت وسط زبان عقب ترازمحل ادا (ن)با سق تماس گرفته وتلفظ (ن)و(گ) ادغام شده را به وجود می آورد.چنین تلفظی درزبان روسی وژاپنی و... هست مثلاًدرروسی وقتی می گویند،نیت (نه)ویا نیفت(نفت) تلفظ (ن) دقیقاً تلفظی است که دریکوندها ازادغام (ن)و(گ) دارند.اینها دلایلی برکهن بودن این لهجه اززبان شیرین فارسی است،والا چه ارتباطی بین لرستان وروسیه وژاپن یا فرانسه و... بوده است. تحقیق بیشتردراین خصوص را به پژوهشگران،جوانان ومشتاقان آشنائي بااین فرهنگ کهن وا میگذاریم.
4) بفرمائید که مجموعه اشعار شما در چه قالبهای ادبی نگاشته شده اند و چه پیامی رابه مخاطب می رساند و آیا در اشعار خود تحت تاثیر و بهره گیری از شاعر خاصی هستید؟
ج)اگر چه به،رباعی وغزل علاقه بیشتری دارم ولی ازدیگرقالبها نیزغافل نبوده ام. پیام هم که درشعرنمودپیدامی کندومخاطب آن راتشخیص می دهدواگرشعرحقیرنیز پیامی دارد یا ندارد تشخیص آن با دیگران است، وبه قول معروف مشک آن است که ببویدنه آنکه عطاربگوید.من به همه شعرای خوب کشورمان.به حافظ,مولانا,نظامی, جامی سعدي فردوسي و..., ارادت دارم شاید شدت ارادتم به حافظ پررنگ ترباشد اما تحت تاثیرمطلق شاعرخاصی نبوده ونیستم .
5 )یک سبک خوب برای شاعرازچه پشتوانه هایی بایستی بهره جوید ؟
ج) هرسبکی را که با طبع اوهمخوانی بیشتری داشته باشد وراحت تربتواند درآن حرف دل خود را بیان کند واحساس راحتی درآن داشته باشد.شاعرنباید سعی کند با زورزدن خود را وارد جرگه ای کند که نتواند به راحتی ازآن بیرون بیاید اگرشما بخواهید ازدرختی میوه بچینید یکسری را راحت می چینید و یک سری را هم ممکن است قد خود را بکشید،دست خودرا درازکنید، روی پنجه پابلند شوید، تا مقداری ازآنها را بچینید که ممکن است به زحمتش هم نیرزد.شعرهم اینچنین است شعرجوششی وشعرکوششی. جوششی یعنی شعری که به قول شعرا می آید یا الهام میشود وکوششی آنست که شاعرفکرمیکند وسعی درساختن آن داردومیخواهد آنرا با زورزدن به ذهن خود تحمیل کندکه غالباً هم اینچنین شعرهائی شعرنمیشوند.
6 )جناب آقای مرتضائی با اینکه سروده های لری و فارسی شما زبانزد خاص وعام است ولی کم گویی شما در شعرلری وعدم چاپ اشعارفارسی شمابه چشم می خورد . دراین زمینه توضیحاتی را بفرمائید .
ج) انتقاد شما و بسیاری ازدوستان دراین خصوص وارد است.البته من معتقد به زیاده گویی نیستم.زیرا براین باورم که یک شعراعم ازرباعی,دو بیتی,غزل,مثنوی و ... که ارزش خواندن داشته باشد بهترازصددفتراست که قابل خواندن نباشند وحقیراگر شعربیایدآن رامي گويم ومی نویسم واگرنیاید خیلی دنبال آن نمی گردم.اما درخصوص چاپ ونشرشعرهايم.گاهی به شعرخوبی برخورد کرده ام که هرچه جلودست داشته پاره کرده ودورریخته ام وباتوجه به اینکه درکشورما شعرکم نداریم،احساس نکرده ام كه چاپ شعرمن آن قدرمفیدواقع شود.اگرچه دوستان غالباًاین گفته را به حساب شكسته نفسي وياتوجیه تنبلی حقیرمی دانندکه دومي مزیدبرعلت است.
7 )میر نوروز و باباطاهراز شعرای نامی در لرستان به شمار می آیند والبته اشعار فراوانی به زبان لکی و خرم آبادی و بالاگریوه ای نیز سروده شده است.اما به نظر می آیدکه معیارزبان وادبیات لرستان مهجورمانده است.نظرشما چیست ؟
ج- ما تا قبل ازانقلاب درمرکزلرستان (خرم آباد) حتی روزنامه هم نداشتیم که این خود مشکلی بود.دوم اینکه لهجه لری یکی ازلهجه های سخت زبان فارسی است که از نظررسم الخط کم دارد.یعنی بعضی ازحروف درلری قابل نوشتن نیستند وسوم اینکه ما کمترازهرقومی دراین کشوراهل تبلیغ هستیم.به نظرشما اینها برای مهجورماندن ادبیات ما کافی نیست ؟ چهارم وپنجم را هم ادامه ندهیم .
8 )با علاقه وافری که در حوزه موسیقی لرستان از شما سراغ دارم توضیحات شما دراین زمینه خالی از لطف نیست .
ج- موسیقی لرستان ولری یکی ازقدیمی ترین موسیقی های ایران است که به درستی به آن پرداخته نشده است ومتاسفانه شناخت کمی ازآن دردست است.اگرما بیاییم به تفسیراین موسیقی بپردازیم، بدون شک حرفهای زیادی برای گفتن داریم که برای شنونده می تواند جالب وشنیدنی باشد واهل ذوق وپژوهش را به خصوص درمیان جوانان خودمان وحتی خارج ازکشورمتوجه این خطه نماید.البته این مسئله تنها مختص موسیقی نیست،بلکه درزمینه های مختلف بواسطه بکربودن استان لرستان جای تحقیق فراوان دارد.من یک باب را برای شما بازمی کنم تا درفرصت های مناسب وارد باب های دیگرشویم ویا دیگران اززوایای دیگراین موسیقی بسیارکهن را که با هزاران سال قدمت،دارای طراوت وتازگی است،مورد تحقیق وشناسائی قراردهند.
مثلاً همین رقص لری که ما خیلی سرسری وبی توجه به آن نگاه می کنیم فلسفه آن چیست؟ آیا یک رقص معمولی برای سرگرمی است ودیگرهیچ؟ یا نه چنین نیست.
من ده ها فیلم رقص داخلی وخارجی راجهت تحقيق دیده وتا جائيكه بررسي كرده ام فارغ ازتعصب به نظرهیچکدام دارای نظم،انسجام وفلسفه وجودی رقص لری نیست. وچنين استنباط مي شودكه بدون شك کسانیکه درپیدایش این رقص نقش اصلی را داشته اند فوق العاده دانا وآگاه به مسائل ونیازهای جسم وروان انسان بوده اند.
شما اگربخواهید ورزش کنید مثلاً بدوید.ممکن است درچند دقیقه خسته شوید اما اگر علاقه مند به فوتبال باشید وقتی دنبال یک توپ بدوید بدون شک مدت زمان بیشتری خواهیددویدوخستگی دیرتربه سراغ شما خواهد آمدکه این مقدارزمان اضافی برای رسیدن به خط خستگی،مربوط به علاقه وشوق ونشاط شماست.یااگربخواهید وزنه برداری کنید اول بدن خود را گرم می کنید، سپس میله خالی می زنید بعد وزنه ها را یکی یکی تا آخرین حد توانتان اضافه می کنید.حالااین با توپ بازی کردن واین ورزش نیازبه نظمی دارد که بیشترین بهره را با بهترین کیفیت ازآن ببرید.پس باید ورزش کنیم همراه با نشاط روحی ونظمی که ورزش ونشاط ما را به بهترین وجهی با هم درآمیزد وجسم وروح ما را آماده وسرحال بیاورد.همه این مهم درفلسفه رقص لری ودرنهایت آگاهی ازمکانیزم بدن انسان ومیل واشتیاق روان اودیده شده است.زیرارقص لری چند مرحله دارد.همانند وزنه برداری ازسنگین سماع که سماع آرام جهت گرم کردن بدن است وبا آهنگهائی چون(بزران،بینا بینا،هیلاوهیلاو،هربزازکه) و..شروع میشودوپس ازگرم شدن بدن به مرحله سه پا(سوزه سوزه) ودوپا(سوارونه)ودرآخر(اوشاری) که رقصی تندوگاهی کاملاً درحال دوباحرکات تمام بدن است می رسد.البته پس ازاتمام رقص بایدمرحله صعودرا عکس کرد وفرود را تا سنگین سماع جهت آرام شدن ازخستگی وخشک شدن عرق بدن وآرامش ضربان قلب ادامه داده ودرحالت آرامش کامل به آن پایان داد.
خوب گفتیم که شمااگربخواهید بدوید،دریک مسافتی به خط خستگی می رسید،ولی اگر علاقه مند به فوتبال باشید،درپی توپ خط خستگی شما طولانی ترمیشود.وگفتیم که این مقداراضافه فاصله به علاقة شما وشوقی است که فوتبال درشما بوجود می آورد و وسیله این شوق توپ است که درورزش رقص این وسیله موسیقی است. وبازمراحل وزنه برداری را مثال آوردیم.یعنی ازمیلة خالی تا حد اکثروزنه هاکه درورزش رقص لری(سماع) این مراحل ازسنگین سماع تااوشاری دیده شده است.با این امتیاز که هم موسیقی ازتوپ نشاط آورتراست وهم فرودی را که قائل شدیم نسبت به وزنه برداری ازامتیازویژه ای برخورداراست.
پس میتوان نتیجه گرفت که این ورزش، ورزشی است فوق العاده مفید وبه جرات می توان آنرا درردیف مفید ترین ورزشها برای جسم وروان انسان قلمداد كرد.
در این راستاحقیرتنظیمی ازآن کرده ام که اگرمردم مابتوانند بصورت خانوادگی درمنزل خود یادرمکانهائی که زنها ومردها جدای ازهم( با رعایت مسائل شرعی) صبح یک ربع بانام طلوع نشاط وعصرنیم ساعت به اسم عصردل انگیز( مدت زمان را بنا به توان افراد میتوان کم وزیاد کرد) بستگی به توان آدمها دارد.این ورزش را اجراء کنند ویا اگربشود آهنگ آن دررادیووتلوزیون پخش شود.ناراحتیهای فراوانی از مردم درمان خواهد شد وبا نشاط وطراوت وشادابی به کارروزمره خواهند پرداخت. موسیقی لری نيزیک موسیقی اصیل است که با مجوزوزارت ارشاد اسلامی وصدا وسیمای جمهوری اسلامی روزانه درحال پخش است وآنچه مد نظراست همین موسیقی است ونه بیشتر.
9)باتوجه به سرودن اغلب اشعار شما در قالب های رباعی،غزل ودوبیتی،نگرش شما به این قالب ها چگونه است. آیا به سبک وسیاق الگوها درحرکت است یا اینکه تحولات به سبک وخواسته ی ادبیات روزدرآن شکل ویا درحال شکل گیری است؟
ج)اگریک جوان رعناوخوش سیما لباسی قشنگ وزیبا بپوشدبرزیبائی اوافزوده میشودیا نه؟ شما نمی گوئید الحق این لباس برازنده اوواوبرازنده چنین لباسی است؟ وقبول دارید که هربیننده ای ازاین آراستگی لذت خواهد برد؟حالا اگراین جوان خوش سیما ورعنا لباسی مندرس چروکیده وپاره پاره بپوشد آیا اززیبائی او کاسته نمیشود؟ لباس زیبا برتن شخصی زشت روی وزشت قامت چطور؟
قالب های شعرماجامه های زیبای شعرهستند که اگرشعرزیبا باشد دراین جامه ها بهترخود نمائی مي كندواگرزیبا نباشد نیززشتی آن نمایانترخواهد بود.
وقتی شاعری غزل يارباعي خوبی می سراید می گویند مثلاً به مرزحافظ یا خیام یا ... نزدیک شده است اینها نشان دهنده آن است که ادبیات ما هنوزآنچنان به روز نشده وهنوزنتوانسته ايم جایگاهی رفیع ترازبزرگان وپيشينيانمان پیدا کنیم.اگرالآن ادیسون بیاید چیزی ازبرق نخواهد فهمید یامخترع چرتکه ازکامپیوتر.این نشان دهنده آن است که این علوم پیش رفت کرده ودگرگون شده اند.ولی آیا اگرحافظ،سعدی،مولاناو... بیایندچنین پیشرفتی رادرادبیات ما مشاهده خواهند کرد؟ ویا خود را درمقابل ادبیات روزادعایی ما عاجزخواهند دید؟ فکرنمی کنم .همانطوریکه میدانیم تحول مهم ادبیات ما پیدایش شعرنوبوده که با سپید وآزاد و موج نو و...ادامه پیدا کردوآمد تا با رهائی از قیدوبند ها ی این قالبهاووزن وقافیه شعررابه کمال برساند،زیرااگرکسی شنا گرباشدبدون لباسهای دست وپا گیربهترشنا خواهد کرد.پس شما اگرشعرنومیگوئید حتماًباید شعرشما ازکلاسیک گویان قوی تر،زیباتروشنیدنی ترباشد.اگرچنین گفتی تحول ایجاد کرده ای وبه قول كوچه بازاري دمت گرم و گرنه مثل آنستکه تحت تأثیریک فیلم پیراهنی را پاره پاره کرده وبه نام مد پوشیده باشی.
10) به عنوان یک شاعر وصاحب نظردرحوزه شعرچه پیام وپیشنهادی را درجهت ترقی وبالندگی این هنر،مد نظردارید؟
ج) صاحب نظرکه نیستم ولی با بضاعت کم به جوانان توصیه میکنم،هرچه میتوانند درآثاربزرگان مطالعه کنند،ازغروروخود بزرگ بینی بپرهیزند وهیچ وقت به آنچه میگویند قانع نباشند.استاد فروزانفرمی فرماید(گیرم شدی سعدی یک وجود تکراری هستی)
خبرنگار"عابدين پاپي ":متشكرم استاد
شاید نکند فکـــــــــــــر مرا طعمه آز
حا لی بدهد فرا خـــــور سفره عیش
چو ن حال خوش علی به هنگام نماز
وقتی که سرش برسرنی می کردند
ره زکوفه سوی شام طی می کردند
آن سر بریده داشت ترتیـــل به لب
آنجا که تعارفـــش به می ،میکردند
تقدیم به همه مادران عزیز

لحظه ای مادر ز من غافل نبود
بخشش جان پیش او مشکل نبود
روز ما در شــهر را گشتم ولی
هـدیه در شآ نش بغیرازدل نبود
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|